السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
40
تفسير الميزان ( فارسي )
و اگر كلمه « قوم » را به ضمير راجع به خودش اضافه كرد و گفت « يا قومى » كه جمله « يا قوم » مخفف آن است ، براى اين بود كه اظهار دلسوزى و مهربانى كند ، و خواست بفرمايد شما همگى مردم منيد ، و مجتمع قومى ما ، من و شما را يك جا جمع كرده ، بدى و ناراحتى شما مرا هم ناراحت مىكند ، و من براى شما جز خير و سعادت چيزى نمىخواهم ، به همين جهت شما را از عذابى كه پشت سر داريد هشدار مىدهم . در جمله * ( « أَنِ اعْبُدُوا اللَّه » ) * ايشان را به توحيد در عبادت مىخواند ، چون مردم نوح بتپرست بودند ، و مذهب وثنيت ( بتپرستى ) داشتند ، كه اجازه نمىدهد مردم خداى تعالى را بپرستند ، نه به تنهايى ، و نه با غير ، بلكه تنها مجازند با پرستش بتها ارباب بتها را بپرستند ، تا آن ارباب كه مستقيما خدا را مىپرستند ، نزد خدا شفاعت ايشان كنند در حقيقت عبادت پرستندگان خود را روى عبادت خود نهاده تحويل خدا دهند و اگر اين مذهب اجازه پرستش خداى تعالى را مىداد حتما خدا را به تنهايى مىپرستيدند ، پس دعوت چنين مردمى به عبادت خدا در حقيقت دعوت به توحيد در عبادت است . و جمله * ( « وَاتَّقُوه » ) * دعوتشان را به اجتناب از گناهان كبيره و صغيره است ، يعنى شرك و پايينتر از شرك ، و انجام اعمال صالحه اى كه انجام ندادنش گناه است . و جمله * ( « وَأَطِيعُونِ » ) * دعوتشان به اطاعت از خودش است ، و اطاعتشان از او مستلزم اين است كه رسالتش را تصديق نموده ، معالم دين خود را و دستور يكتاپرستى را از او بگيرند ، و اين دستورات را سنت حياتى خود قرار دهند . پس جمله * ( « أَنِ اعْبُدُوا اللَّه وَاتَّقُوه وَأَطِيعُونِ » ) * ، ايشان را به اصول سه گانه دين دعوت مىكند . جمله اول يعنى « وَاعْبُدُوا اللَّه » به توحيد ، و جمله * ( « وَاتَّقُوه » ) * به تصديق معاد كه اساس تقوى است دعوت مىكند ، چون اگر معاد و حساب و جزاى آن نبود ، تقواى دينى معناى درستى نمىداشت ، و جمله * ( « وَأَطِيعُونِ » ) * به تصديق اصل نبوت كه همان اطاعت بىچون و چرا است مىخواند . * ( « يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ » ) * كلمه « يغفر » در اينجا مجزوم است ، چون جواب امر است ، و در قواعد عربيت قرار بر همين است كه فعلى را كه در جواب امر قرار مىگيرد به جزم بخوانند ، و كلمه « من » در اين جمله به طورى كه از سياق استفاده مىشود براى تبعيض است ، و معناى اينكه فرمود : « اينكه خدا را بپرستيد ، و از او بترسيد ، و مرا اطاعت كنيد تا بعضى از گناهانتان را بيامرزد » ، اين است كه اگر چنين كنيد ، خدا چنين مىكند ، ( پس در حقيقت برگشت امر و جواب امر به دو جمله شرط و جزا است ، و بدين سبب جوابش به جزم خوانده مىشود ) ، و منظور از بعضى